شنبه ۲۱ آوریل ۲۰۱۲

دوم اردیبهشت و چاق ها .



یک ربطی اگر بخواهم بدهم چاقی را به یک چیزی مثل این که آیا باران به چاقی ربطی دارد یا نه یا یک چیز دیگری ، حالا هر چزی باید بنویسم که ربط دادن این ها به چاقی یک – انگیزه می خواهد . دو- این که باید سوژه در تقابل با فرد چاق مورد نظر زیر ذره بین قرار داشته باشد . یک سوال به ذهنم آمد ! چرا تمام ذره بین ها گرد ساخته شده اند ؟ شاید سازنده اش یک چاق بوده است و ما خبر نداریم . از این رو بنویسم که علت کم نوشتن در این صفحه یکی همین دور بودن از سوژه مورد نظر است اما زهی خیال باطل که راقم این سطور لحظه ایی از این موضوع فارق شود که به طور مثال فلان چیز به چاقی ممکن است چه ربطی داشته باشد .
به عنوان حسن نیت هم می خواهم این را بنویسم که چاقی به 2 اردیبهشت چه ربطی می تواند داشته باشد ؟ دوم اردیبهشت دومین روز از بهشتی ترین فصل سال است که در آن باران زیاد می بارد . وقتی چاق ها آفریده شدند زمین گرد بود و گرد خود می چرخید . ربطش به باران چیست ؟ باران که تنها همین جا نمی آید . ابرها هم چاقند و مادر باران حساب می شوند و از این رو فکر می کنم چاق ها بیشتر به همین علت سفیدند که از جنس ابرها هستند و در همه جای جهان یافت می شوند . 
چاق های آفریقایی که سیاه هستند از جنس ابرهای سیاهی هستند که قبل از بارش می باشند .

جمعه ۳۰ مارس ۲۰۱۲

ربط چاقی به سال نو




سال نو در وبلاگ چاقانه ها با یک خانه تکانی اساسی شروع شد که بر اساس اون شروع کردم قالب رو از بنیاد پایین اوردم و سعی کردم یک نمای سیاه و سفید به وبلاگ بدم . 

یک ربطی به چاقی میدم این کار رو . 

سال نو به چاق بودن چه ارتباطی داره ؟ چاق ها هم تقویم خودشان را دارند و تقویم شان هم نامش حوایی ست ؟ حوایی چه جور تقویمی ست ؟ این تقویم بر اساس روایات این گونه تنظیم شد : روزی که حضرت حوا ، حضرت آدم را بیرون کرد برای پیدا کردن خوراکی و او اولین کشف بشری که پیش از آتش بوده است را کشف کرد ، تنظیم شده است . 

این تقویم 365 روز دارد با احتساب یک سال کبیسه .12 ماه و چهار فصل . تعجب نکنید . تقویم شان مانند تقویم ما آدم های لاغر است فقط مبدا تنظیم ان با بیرون کردن آدم توسط حواست که گویا در بهار هم رخ داده چون در همان روایات هم امده است که آدم با دست پُر به منزل بازگشته است .

حالا خانه تکانی این وب به آن چاقی چه ربطی دارد . خودم  هم نمی دانم . حال دلیل تراشیدن هم ندارم .همین جوری شد دیگر .

پنجشنبه ۱۶ فوریهٔ ۲۰۱۲

چاق ها به حج می روند


حال از دهان دوست شنیدن چه خوش بود /
 یا از دهان آن که شنید از دهان دوست .

حاج زنبور عسل رو که بخار دارین که بعدها شوخی برای خودش حاجی شده بود چون دنبال اون چیزی که می خواست انقدر می گشت و گشتن چیزی شبیه به گردیدن است دور چیزی و حج هم در همین مقام قرار می گیرد که عاشق دور معشوق خود بگردد و بگوید دوستت دارم . 
از دهان دوست چاق خوبم شنیدم که می خواهد برود حج . آن هم کی . در اواسط اسفند که زمین را گرمایی بهاری از خواب بیدار می کند ، چیزی شبیه به این که یک صبح جمعه بعد از خوابی راحت و آسوده با موسیقی ملایمی از خواب بیدار می شوید و سماور را روشن می کنید و سیگارتان را آتش می کنید و .... .
فکر می کنم ربط چاقی به حج چه می تونه باشه . واضحه . اون جا همه دور  خانه خدا می گردند ، دوست چاق من هم می گردد ، چون هم باید بگردد چون هم گرد است ، چون هم ..... حج است دیگر نمی شود کاریش کرد و نمی شود با حج در مورد چاقی شوخی کرد . می شود ؟ نمی دانم . اما می دانم چاق ها هم آدمند ، مسلمان و گبر و .... دارند  .

دوست چاق من نان دل نازکش را می خورد که هیچی جز یک قلب طلایی پشت اون ستاره حلبی ش نداره و اگر بهش بگی پخ ... اشکش دم مشکش و زود می زنه زیر گریه .

اگر این پست رو می خونی : جلوی مقام ابراهیم ، التماس دعا .

سه‌شنبه ۳۱ ژانویهٔ ۲۰۱۲

انقلاب چاق ها


آیا چاق ها در پیروزی انقلاب نقشی داشتند . 

این سوالی ست که باید از چاق های پیر سوال کرد نه از دوست چاق من که جوان است و هنوز یک غنچه از هزار غنچه اش نشکفته است و اگر این نوشته را بخواند و گُل از گُلش شکفته شود ، ایران که نه دنیا گُلستان می شود ...... چون او چاق است و وقتی او پی در پی گُل از گُلش باز شود دنیا را گُل بر می دارد  و خدا نکند دسته گل به آب بدهد ، کشتی نوح هم نمی تواند دنیا را نجات بدهد . 

چه ربطی به انقلاب دارد این نوشته .... نمی دانم اما نوشتم تا بداند به یادش بودم چه انقلاب بشود و چه نشود ، چه دمکرات باشد اوضاع و چه استبداد .... هنوز هم می شود وبلاگ نوشت .... می توان فکرد کرد .... می توان چاق شد .... می توان لاغر شد .... می تواند مهم باشد .... می تواند مهم نباشد ..... 

مهم سهم ما در یک انقلاب است حالا سیاسی ، اقتصادی ، ورزشی ، فرهنگی ، خوراکی ، خوابیدنی ، راه رفتنی .... مهم ، همان ، مهم است . همین .

جمعه ۲۷ ژانویهٔ ۲۰۱۲

تحریم چاق ها


اوه خدای من . بازهم تحریم روی تحریم . چاق ها چه گناهی مرتکب شده اند که باید به عقوبتی چنین گرفتار آیند .
با خود در این مورد فکر نکرده اید . اثرات هرگونه تحریمی از فرهنگی تا مواد غذایی هم به لحاظ معنوی و هم مادی به چاق ها زودتر می رسد تا به کسی دیگر . چگونه ؟
نمی گویم . قرار نیست همه اش هی من فکر کنم و همه چیز را بر روی دایره بریزم تا شما نیز شریک شوید . اگر هم بگویم به اون چاقی می گم که دوست خود خود خود خودمه نه تمام چاق های دیگر .
من که وکیل و وصی تمام  چاق های عالم نیستم . چاق های دیگر هم بروند برای خودشان یک وبلاگ نویس پیدا کنند .   نوشتن هم کار سختی ست وقتی قرار است در مورد احتمالات شکنجه توسط تحریم ها بر روی چاق ها ، چاقاهایی دوست داشتنی بنویسی . اوه خدای من . یعنی چگونه می شود . یعنی یک برناردو برتولچی پیدا می شود تا در مورد  چاق ها در تحریم فیلمی با این نام بسازد :
چاق ها آدم های بی دفاع .
پی نوشت : حالا که دارم این ها را می نویسم نمی دانم دوست چاق من در چه حالی ست و دارد چه می کند اما می دانم تحریم ها را بو می کشد و می داند کجا بخوابد که زیرش آب نرود چون چاق های اقتصادی و اقتصاد دان هم داریم .  

شنبه ۷ ژانویهٔ ۲۰۱۲

تولد دوست چاق من .



نمی دانم چرا امروز از صبح که بیدار شده بودم زمان نمی گذشت ، هر چه فیلم نگاه   می کردم ، هر چه عکس ،    هر چه موسیقی .... ظهر نمی شد ، بیرون رفتم ، (رفتم تا    کوه های پر از برف و آدم ها را هم خوب دیدم ، شاد بودند از این همه سپیدی اما این سپیدی نباید تنها علت شادی این همه آدم باشد ) تا احساس کنم  زمان در حال گذر است و چای ظهر در راه است و بعد ناهار و بعد خواب بعد از ظهر و ..... زمان نمی گذشت که نمی گذشت .
با خودم گفتم چه کار کنم ، دفترم را برداشتم و شروع کردم به نوشتن از هر چیزی که در ذهنم بود با تاکید بر این نکته که چرا ظهر نمی شد که نمی شد و آفتاب همان جور مایل که بود ، بود و هوا گرم نمی شد و برف ها هم سرجایشان بودند .
امروز اگر هر کسی مثل من این احساس را دارد باید به او بگویم درست احساس می کند . زمین دیر می چرخد ، زمان نمی گذرد ، آفتاب هم انگار خشکش زده است و دارد هاج و واج نگاه می کند ، برف ها هم مات و مبهوت روی زمین ولو شده اند .... چون امروز تولد دوست چاق منه ، که با همین متن بهش تبریک می گم و براش بهترین ها رو با تن سالم و لب خندان و راه صاف آرزو می کنم .
========
پی نوشت این پست هم اضافه کنم که دی روز تولد دوست چاق من بود اما هر چه کردم بلاگر باز نمی شد که نمی شد از این رو این پست را امشب به یاد او در این جا می نویسم و می دانم که این را نمی خواند اما می نویسم ... چون یک بار گفت خواب دیده است که در این وبلاگ را تخته کرده ام اما زهی خیال باطل ... تا دنیا باشد ، چاق ها باشند و من لاغر مردنی هم باشم ، این وبلاگ     پا برجاست .

سه‌شنبه ۶ دسامبر ۲۰۱۱

دوست چاق من و شام غریبان


با خودم فکر می کنم شام غریبان یک چاق چگونه می گذرد .شام غریبان یک چاق اُناثِ از میان اناس ..... خب واضح است که ..... شام باعث چاقی و دیابت است و دیابت باعث قند خون و سایر امراض اما دلم می خواهد یک دلیل مذهبی پیدا کنم .... ... خب چاقی که علتش شام است امری ست مورد احترام و علاقه نه تنها دوست چاق من بلکه تمام چاق های جهان اما ارتباط چاقی با شام غریبان رو می تونم در این ببینم که دوست چاق من به دلیل این که تمام چاق های جهان آدم های حساسی هستند دوست چاق من هم اشکش دم مشکش بود و تا می گفتی پخ یا یک صحنه متاثر کننده می دید زود چلیک چلیک از چشاش اشک می اومد بیرون و از روی گردی گونه هاش می ریخت روی روسریش . خب شام غریبان که با سوز و گداز همراه باشه می تونه تنها شامی باشه که دوست چاق من ازش حاضره چشم بپوشه .



اینم علت مذهبیش .

یکشنبه ۲۰ نوامبر ۲۰۱۱

ربط چاق ها به کتاب و نمایشگاه کتاب .




ربط چاق ها به کتاب و نمایشگاه کتاب .
نمایشگاه کتاب جایی ست که در آن هیچ چاقی حضور پیدا نمی کند چرایی ش که نیاز به خاطر نشان کردن ندارد چون البته که واضح و مبرهن است که : انرژی باید صرف شود ، حمل و نقل شهری باید سرو سامان حسابی داشته باشد تا بار ترافیکی از اینی که هست بیشتر نشود و خدای ناکرده این خر بار بر زمین نگذارد .
جدای از این ها یادتان باشد دو پادشاه درمملکتی پادشاهی شاید بکنند اما چند چاق در نمایشگاهی نگنجند حتی اگر نمایشگاه تهران باشد و باز هم محض گل روی چاقش بنویسم که یار مهربان ما لاغرها کتاب است ، یار مهربان کتاب ، چاق ها هستند چون تفریح  محبوب چاق ها کتاب خواندن است چون احتیاجی به جابجایی بیشتراز چند متر ناقابل نیست و آن هم  دراز کش ، نزدیکترین حالت به خواب ، حالت محبوب چاق ها برای کتاب خواندن .
در این جا نام چند کتاب و موضوع های مورد علاقه چاق ها درج می شود .
1-      تعبیر خواب . پر تیراژ ترین کتاب ، کتاب ها .
2-      چگونه خوب بخوریم ، خوب بخوابیم اما کسی پیدا نشه بهمون بگه چاق .
3-      آشپزی رژیمی . شاهنشاهی ، انقلاب اسلامی .(چاقی یک مفهوم جهان شمول است ) تنها این جا که چاق کتاب خوان نداریم ، آن جاها هم داریم .
4-      ورزشهای درازکش .
5-      کار در خواب .
6-      یوگا برای چاق ها .(پر حرکت ترین ورزش چاقها = فینال جام جهانی فوتبال در وقت اضافه ).
7-      چند چاق در آخرت جای میگیرند .
8-      مفتایح الچقاق .
9-      رمان سیندرلا چاق بوده .
10-  سیندرلا از لاغری متنفر است . جلد دوم سیندرلا چاق بوده .