یک ربطی اگر بخواهم بدهم چاقی را به یک چیزی مثل این که آیا
باران به چاقی ربطی دارد یا نه یا یک چیز دیگری ، حالا هر چزی باید بنویسم که ربط
دادن این ها به چاقی یک – انگیزه می خواهد . دو- این که باید سوژه در تقابل با فرد
چاق مورد نظر زیر ذره بین قرار داشته باشد . یک سوال به ذهنم آمد ! چرا تمام ذره
بین ها گرد ساخته شده اند ؟ شاید سازنده اش یک چاق بوده است و ما خبر نداریم . از
این رو بنویسم که علت کم نوشتن در این صفحه یکی همین دور بودن از سوژه مورد نظر
است اما زهی خیال باطل که راقم این سطور لحظه ایی از این موضوع فارق شود که به طور
مثال فلان چیز به چاقی ممکن است چه ربطی داشته باشد .
به عنوان حسن نیت هم می خواهم این را بنویسم که چاقی به 2
اردیبهشت چه ربطی می تواند داشته باشد ؟ دوم اردیبهشت دومین روز از بهشتی ترین فصل
سال است که در آن باران زیاد می بارد . وقتی چاق ها آفریده شدند زمین گرد بود و
گرد خود می چرخید . ربطش به باران چیست ؟ باران که تنها همین جا نمی آید . ابرها
هم چاقند و مادر باران حساب می شوند و از این رو فکر می کنم چاق ها بیشتر به همین
علت سفیدند که از جنس ابرها هستند و در همه جای جهان یافت می شوند .
چاق های آفریقایی که سیاه هستند از جنس ابرهای سیاهی هستند که قبل از بارش می باشند .
